تبلیغات
مکتب خونه
مکتب خونه
 ویلارد ون اورمن كواین در سال 1908 در شهر آركون، ایالت اوهایوى آمریكا به دنیا آمد. پدرش كلوید رابرت كواین كارمند و مادرش هریت الیس ون اورمان كواین معلم بودند. او دوران كودكى شاد و سرزنده اى در آركون گذراند كه در خودزندگینامه اش «دوران زندگى من» (The Time of my Life) (۱۹۸۵) به توصیف آن پرداخته است. او تحصیلات دانشگاهى اش را با رشته ریاضى در دانشگاه اوبرلین آغاز كرد و در سال 1930 لیسانسش را دریافت كرد. استعدادها و علائق متنوع او از یك طرف در ریاضیات، علوم و روانشناسى و از جانب دیگر در زبان، ادبیات و شعر نهایتاً او را به جانب فلسفه كشاند.


بقیه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
طبقه بندی: ادبیات،
ارسال در تاریخ دوشنبه 26 بهمن 1388 توسط ا. مظفری

مردی بلند قد با موهای خاکستری در جایگاه سخنران انجمن فلسفی آمریکا قرار گرفت و با اشتیاق و شتاب شروع به سخن راندن نمود. حرکات دست و صورتش نشان از انرژی توصیف ناپذیرش داشتند. همزمان چند صد فیلسوف در سالن کنگره به او و قدرت تکلمش خیره شده بودند و مشتاقانه حرفهایش را دنبال میکردند. واژه گانی همچون جذاب، تیزبین و مشتاق شاید بتوانند توصیف کننده استاد فلسفه هاروارد باشند. رابرت نوزیک در سن 63 سالگی بعلت ابتلاء به بیماری سرطان معده در تاریخ 23 ژانویه 2002 درگذشت.



بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
ارسال در تاریخ دوشنبه 26 بهمن 1388 توسط ا. مظفری
جورج جان تامسون در 18 دسامبر 1856در شهر منچستر انگلستان متولد شد. پدرش به جمع‌آوری کتابها علاقه داشت، ولی تامسون علاقه خود را متوجه معلمی کرد، به طوریکه هشت نفر از شاگردانش برنده جایزه علمی نوبل شدند.

او که در نزدیکی منچستر به دنیا آمده بود، در سن 14 سالگی به کالج اونس که امروز دانشگاه ویکتوریا نامیده می‌شود راه یافت. جوزف در کالج از کمک هزینه تحصیلی استفاده می‌کرد و شاید اگر این کمک هزینه نبود، جوزف بعد از فوت پدرش، نمی‌توانست ادامه تحصیل دهد. ایشان در سال 1940در انگلستان درگذشت.


بقیه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
طبقه بندی: جبر،
ارسال در تاریخ دوشنبه 26 بهمن 1388 توسط ا. مظفری
او از هر گونه تحرك عاجز است. نه می تواند بنشیند نه برخیزد. نه راه برود. حتی قادر نیست دست و پایش را تكان بدهد یا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانایی سخن گفتن را نیز ندازد. زیرا عضلات صوتی او كه عامل اصلی تشكیل و ابراز كلمات اند مثل 99 درصد بقیه عضلات حركتی بدنش در یك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتی پوست و استخوان است روی یك صندلی چرخدار كه فقط قلبش و ریه هایش و دستگاه های حیاتی بدنش كار می كنند و بخصوص مغزش فعال است. یك مغز خارق العلده كه دمی از جستجو و پژوهش و رهگشایی بسوی معماها و نا شناخته ها باز نمی ماند.

بقیه در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
طبقه بندی: جبر،
ارسال در تاریخ دوشنبه 26 بهمن 1388 توسط ا. مظفری
ژاندارك دخترى روستایى ناجى فرانسه در روئن نرماندى تحت سلطه انگلستان به جرم ارتداد سوزانده شد.ژاندارك دختر رعیتى در «دمرى مى» در مرز دوك نشین «بارو لوران» بود كه در سال ۱۴۱۲ متولد شد. در سال ۱۴۱۵ با تجاوز پادشاه جوان انگلستان هنرى پنجم به فرانسه و پیروزى هاى پى در پى بر نیرو هاى چارلز ششم جنگ هاى صدساله بین انگلستان و فرانسه وارد مرحله اى بحرانى شد. با مرگ هنرى پنجم در ماه اوت ۱۴۲۲ انگلیسى ها و هم پیمانان فرانسوى یعنى «بورگوندى ها» كنترل اكثر مناطق شمال فرانسه و از جمله پاریس را به دست گرفتند. چارلز ششم یك ماه بعد در اوج بى كفایتى درگذشت و پسرش كه از سال ۱۴۱۸ ولیعهد بود آماده تاجگذارى شد. با این حال «رایمز» شهر تاریخى تاجگذارى فرانسه كه تحت سلطه آنگلو _ بورگوندى ها و دافین (وارث مسلم سلطنت فرانسه)- بود، بى تاج و تخت باقى ماند. در عین حال هنرى ششم نوزاد پسر هنرى پنجم و كاترین دختر چارلز ششم پادشاه فرانسه اعلام شد.روستاى ژاندارك در مرز بین فرانسه «دافین» و آنگلو _ بورگوندى ها قرار داشت. ژاندارك در قلب چنین محیط بى ثباتى صداى سه مسیحى مقدس با نام هاى میشل مقدس، كاترین مقدس و مارگارت مقدس را شنید. وقتى به ۱۶ سالگى رسید، این صدا ها او را به كمك اهالى دافین به منظور تسخیر «رایمز» و تصاحب تاج و تخت فرانسه ترغیب مى كرد. در مه ۱۴۲۸ ژاندارك به واكولرز قلعه نظامى «دافین» سفر كرد و فرمانده دژ را از مشاهداتش آگاه كرد. او كه حرف هاى دختر جوان روستایى را باور نمى كرد، او را روانه خانه كرد. ژاندارك در ژانویه ۱۴۲۹ بازگشت و فرمانده دژ كه تحت تاثیر پارسایى و عزم او قرار گرفته بود با عبور او از «شینون» به سمت دافین موافقت كرد.

بقیه در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
ارسال در تاریخ دوشنبه 26 بهمن 1388 توسط ا. مظفری
(تعداد کل صفحات:26) 1 2 3 4 5 6 7 ...

قالب وبلاگ